سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
394
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
فيها مائة دينار ففي الذمي ثمانية دنانير و في العبد عشر قيمته ، و كذا الباقي شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : آنچه از دينار در اين مبحث آورديم پس آن به صاحب ديه تامه يعنى مرد مسلمان حرّ و زنيكه بواسطه حرّيت و اسلام صاحب ديه كامله است منسوب مىباشد امّا در عبد و كافر ذمّى ديه جراحت بر ايشان را به نسبت آن بنفس مىسنجيم . شارح ( ره ) مىسنجيم . مرحوم مصنف خود در تفسير اين عبارت فرمودهاند : مقصود اينست كه آنچه در آن لفظ دينار به كار رفته كه مراد بعض ديه است همچون جنايت نافذه و سرخ شدن صورت يا سبز شدنش در صورتى است كه جنايت مزبور بر مرد و زنيكه بواسطه حرّيت و اسلام كامل هستند وارد گردد فلذا اگر گفتيم ديه سرخ شدن صورت يك دينار و نيم يا سه ربع دينار است اين حكم در مرد و زن آزاد و مسلمان مىباشد . امّا اگر يكدام از جنايت سابق الذكر در كافر ذمّى يا بنده اتّفاق افتاد به نسبت ديه ايشان بمرد و زن كامل از جانى غرامت مىگيرند فلذا اگر جنايت نافذه بر كافر ذمّى وارد گشت جانى بايد هشت دينار به او بپردازد زيرا ديه وى هشتاد دينار يا هشتصد درهم است و همانطوريكه در مرد مسلمان آزاد ديه نافذه عشر ديه نفس او بوده و مبلغش صد دينار است كه عشر هزار دينار مىباشد عينا در ذمّى ديه نافذه بايد عشر ديه نفس او فرض گردد و بدين ترتيب عشر هشتاد دينار كه هشت دينار است از جانى گرفته مىشود .